ترجمه شعر پیربال
شعر فرهاد پیربال
ترجمه: هرمان وطمانی
خودت هستی، در مقابل دیدگانم، درون تابلوام:"سارا آرت"
چه زیبا و پر رنگ!
وای...
تابلوی قلههایم و
قلهای که شبپرهی هیچ هنرمندی پروازش نداده
سر به هیچ خود آمیختنی به رنگ
رنگ آمیختن به غم
خود را رنگی کردن
خود را رنگین کردن به رنگ رخ رنگین رنگ صحرای تو:
هیهات "من" را
ای قلهی بنا نهادن تابلوی تجربهام، هیهات مرا!
کیست بتواندت دو معنایت را هر دو سویش هم تراز
ای...
قلهی تو را به رنگ آمیختنم باد،
یک ضربه انگشت پنجهی رنگت را بیامیزی به شب پره
رنگینش کنی به رنگ
تو را به خود ریختن دوست دارم بسیار
رنگ تو را به خود آمیختن خوش دارم بسیار.. ای سارای سپید...!
ای هیچ جان!
+ نوشته شده در ساعت توسط ...
|
ههرمان وهتمانی له دایکبووی